عکسهای رپرها با دافاشون ( عکس های جالب و دیدنی )









روزنامه انگلیسی ساندی تایمز طی گزارشی اعلام كرد "مایكل جكسون" خواننده سرشناس امریكایی از بیماری بدخیمی در ریه رنج میبرد و در آستانه مرگ قرار گرفته است.

موضوع: ۱۵۰ سالگی سیگار!!
علت پذیرفته نشدن: از بیخ و بن(!) نادرست

موضوع: پنجاهمین سالگرد افتتاح Star Bucks Coffee
علت پذیرفته نشدن: شرکت یادشده مبلغ کافی را پرداخت نکرد!!

موضوع: پنج ساله شدن شعار گوگل مبنی بر « شیطان نشو Don’t be evil »
علت پذیرفته نشدن: غرق شدن بیش از اندازه در موضوع !

موضوع: دو دهه استفاده از الگوریتم JPEG برای فشردهسازی تصاویر دیجیتال
علت پذیرفته نشدن: لوگو بیش از اندازه بیکیفیت از آب درآمده

موضوع: ۹۰ سالگی حضرت کپیرایت !
علت پذیرفته نشدن: تخلف تجاری در استفاده از علامت © !!!
نظر یادت رفت..؟!!!
|
اینم یه آپ عشقولانه بعد ازچند هفته دوری از وبلاگ نویسی. راستش دیگه وبلاگ نویسی اون شور و شوق قبلی را برام نداره. تازه این آپم دزدیه ولی چون ازش خوشم اومد گذاشتم
| ||
|
اشک چشمام میباره سینه دلتنگی داره دوری از خاتون عشق درد سنگینی داره رفتو اما چی بگم دنیا خاکستری شد دل شکسته در غمش مرغکی بستری شد حالا ای همسفرو او کجا و من کجا غم دنیا مال من خوشی هاش مال شما من با این حسرت و آه من با آوار بلا اشک دنیا مال من خنده هاش مال شما اون که با خوب و بدم منو دوست داشت دیگه رفت تا جدا بودم از اون چشم به درداشت دیگه رفت اخه ای سنگ صبور باز تحمل چه جوری با قد خم شده ام تا به مشکل چه جوری حالا ای همسفرو او کجا و من کجا غم دنیا مال من خوشی هاش مال شما من با این حسرت و آه من با آوار بلا اشک دنیا مال من خنده هاش مال شما آخه ای خاتون عشق بعد تو با کی بگم واسه خوب و واسه بد گوش به حرف کی بدم تو بگو تو بگو باز تحمل چه جوری با قد خم شده ام تا به مشکل چه جوری دیگه ای سنگ صبور واسه من اشکی نریز اخه اون خاتون عشق بر نمیگرده عزیز منو بغض بی کسی مونده در غربت شب رفته تا عمق عذاب خسته پا و تشنه لب روی سخم سینه ام اخه ای خاتون عشق تو بیا به خواب من نقش چشماتو بکش
| ||
بازی استقلال و پرسپولیس تموم شد اما زمستون نیومده ازهمین الان رو سیاهی به قیافه آبی ها موند.
فحاشی آبی ها علیه نیکبخت که ظاهرا هنوز جدایی این ستاره از تیمشون رو باور نکردن باعث شده بود بعضی قسمتهای مهم بدنشون دچار سوختگی بشه و ظاهرا هنوز که هنوزه خوب نشده و البته این روند برای عابدزاده هم تکرار شد.
ولی اون چیزی که باعث تاسفه و ما واقعا از شنیدن این صحبت و برخورد ژنرال آبی ها(که البته سرجوخه هم نیست) بیشتر شوکه شدیم گفته ی قلعه نوعی در مورد قطبی بود. قلعه مرغی (ببخشید قلعه نوعی) وقتی نظر قطبی رو در مورد بازی و استقلال میشنوه اعلام میکنه که قطبی کسی نیست که در مورد من اظهار نظر کند..! معلوم نیست این امیر که آرزوش شرکت در کلاسای مربیگری یکی از مربی های بزرگیه که قطبی باهاشون کار کرده فکر میکنه کیه که اینجوری حرف میزنه.
شاید اونم مثه آقای آذری مدیر عامل محترم ذوب آهن دچار توهم فانتزی شده.
بين مديران فوتبال، قبض موبايل علي فتحاللهزاده بيشتر از همه شده. او بايد براي دوره 1/3 تا 1/5، مبلغ 640 هزار تومان بپردازد. البته فتحاللهزاده كه ميدانسته زياد با تلفن صحبت ميكند، از قبل يك ميليونتومان به حساب شماره خود ريخته تا تلفنش يكدفعه قطع نشود.
قبلا اينطوري بود كه مبلغ قابل پرداخت هر تلفن همراهي در هر تاريخي – حتي مياندوره – بيشتر از 200 هزار تومان ميشد، تلفن آن مشترك را قطع ميكردند، اما حالا اين مبلغ بالاتر رفته، اما فتحاللهزاده كه احتمال ميداده تلفنش را در مياندوره قطع كنند، يك ميليون تومان به حسابش ريخته. ب
رخلاف مديرعامل استقلاليها، داريوش مصطفوي، مديرعامل پرسپوليس فقط 82 هزار و 600 تومان صحبت كرده. قبض موبايل علي كفاشيان، رئيس فدراسيون فوتبال هم 139 هزار تومان شده، اما اين وسط مبلغ قابلپرداخت قبض موبايل مديرعامل سپاهان كمي عجيب و قابل تامل است. محمدرضا ساكت دو تلفن همراه دارد كه بايد براي يكي 22 هزار تومان و براي ديگري فقط دو هزار و هفتصد تومان پول بدهد..!! (سپاهانی ها دقت کنند، اگرم متوجه نشدند دو سه بار دیگه این خط رو بخونند ضرر نداره)
توضیح : مسلما منم اگه جای مدیر عامل سپاهان بودم و تو اون همه پول بیت المال که حق کارگرای بدبخت فولاد مبارکه و خونه وادهاشونه غلط می خوردم به جای استفاده از تلفن همراه از تلفن های دفترم تمام تماسهامو می گرفتم..! آخه اینجوری ارزونتره ![]()
امير قلعهنويي و فيروز كريمي هم به ترتيب 108 و 112 هزار تومان با تلفن همراه خود صحبت كردهاند، اما جالبترين قسمت ماجرا به قبض موبايل علي دايي، سرمربي تيم ملي مربوط ميشود. او قبلا گفته بود كه ساعتي 100 تماس بيپاسخ دارد و اگر بخواهد جواب همه آنها را بدهد، بايد تمام روز را با تلفن صحبت كند. با ديدن مبلغ قبض موبايل او ميشود فهميد كه دايي بيشتر از اينكه دوست داشته باشد جواب تلفنها را بدهد، دوست دارد خودش زنگ بزند. قبض موبايل دايي در اين دوره يك ميليون و 618 هزارتومان شده. جالب است كه 5/1 ميليون تومان از قبض دايي مربوط به مكالمات خارجي ميشود. دايي كه ميدانسته اين دوره بايد بهخاطر اردوهاي خارج از كشور تيم ملي پول زيادي خرج حرف زدن خود كند، از قبل دو ميليون تومان به حسابش ريخته و حالا قبض يك ميليون و 618 هزارتومانياش از همان دو ميليون تومان كسر ميشود.
سلام
راستش الان که دارم وبلاگمو آپدیت می کنم خیلی عجله دارم... آخه جاتون خالی دارم با چند تا از دوستام میرم مشهد.الانم یه سری اومدم در مغازه که دیگه گفتم خیلی سریع و تلگرافی یه آپ برای شما دوستام بذارم تا نگین نامرد بی خداحافظی رفت و چیز لقش!.
ان شاالله تو این یک هفته که دارم میرم هم به شما خوش بگذره هم به من
اگه دیگه همدیگه رو ندیدیم حلال کنین
آخه قطاره و هزار تا پرتگاه و دره و پل و ..!!!! ![]()
![]()
ما که رفتیم نگران..!!!!
خوش یه حال دیگران..!!!!
تا برگشتنم از مشهد و آپ جدید.... بای ![]()
اگر نميتوانيد، عرصه را به ديگري واگذار كنيد
متوسط سرعت اينترنت در كشور فرانسه با بيش از 30ميليون كاربر اينترنت، 44مگابيت بر ثانيه است درحالي كه كاربران ايراني اينترنت مفهوم خطوط پرسرعت ADSL را تنها با سرعت 512كيلوبيت برثانيه ميشناسند.
همچنین سرعت اینترنت در چند کشور در حال توسعه جهان :
متوسط سرعت اينترنت در كشوري چون نيوزلند با 2/4ميليون نفر جمعيت، 5/13مگابيت برثانيه است درحالي كه حداكثر سرعت اينترنت در ايران با 18ميليون كاربر (البته هنوز رقم 18ميليون كاربر اثبات نشده و معلوم نيست كه با اين ميزان ضريب نفوذ رايانه در ايران، 18ميليون كاربر از كجا ميآيند و در ايران كاربر محسوب ميشوند) تنها 512كيلوبيت برثانيه است.
حداكثر سرعت اينترنت در كشور آفريقاي جنوبي با بيش از 5ميليون كاربر اينترنت 4مگابيت بر ثانيه است. حداكثر سرعت اينترنت در كشور بسيار كوچكي مثل بحرين در حدود 2مگابيت بر ثانيه است.
مالزي با حدود 17/27ميليون نفر جمعيت خدمات اينترنت پرسرعت حداكثر تا 10مگابيت برثانيه را بهطور معمولي برپايه فناوريهاي مختلف اتصال به اينترنت عرضه ميكند.
متوسط سرعت اينترنت در كشور مصر با بيش از 8ميليون كاربر اينترنت افزون بر2مگابيت بر ثانيه است.
اگر كمي به نام كشورها توجه كنيد، ميبينيد كه به جز فرانسه و نيوزيلند، مابقي از كشورهاي توسعه يافته نيستند.
جالب است كه ما در ميان همين كشورهايي كه مانند ما در حال توسعه هستند هم نتوانستهايم هنوز ادب استفاده از فناوريهاي ارتباطاتي را ياد بگيريم به گونهاي كه وزير محترم ارتباطات و فناوري اطلاعات كشور كه بالاترين مقام مسئول در اين حوزه است معتقد است كه همين سرعت 56 كيلوبيت براي كاربران خانگي و حتي دانشگاهها كافي است.
ما در كشورمان وزارت ارتباطاتي داريم كه خودش ابلاغيه محدوديت سرعت آن هم به ميزان 128كيلوبيت بر ثانيه را به نهادهاي موجود ارائه ميكند و در دوران وزير محترم ارتباطات جناب آقاي سليماني ايران از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸ در فهرست جهاني آمادگي براي دولت الكترونيكي، ۱۰ پله سقوط داشته است.
موضوع وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات ايران بسيار شبيه به صنعت خودروسازي در ايران است. در خودروسازي بيش از 20 سال است كه با تعرفه بيش از 100درصدي از اين صنعت حمايت شده و در واقع بيش از 20 سال است كه مصرفكنندگان جريمه بيخاصيتي صنعت خودرو در ايران را ميپردازند و هر خودرويي را با هر كيفيتي كه دوستان خودروساز ميسازند، ميخرند.
مصرفكنندگان كار ديگري هم نميتوانند انجام دهند. به همين خاطر صنايع خودروسازي ايراني هم وقتي ميبينند كه دولتهاي عزيز چنين حمايتي از آنها ميكنند و در هيچ كورس رقابتي نميافتند به راحتي هر چه ميخواهند، ميسازند و محصولات بدون كيفيتشان را با هر قيمتي كه ميخواهند به مصرفكنندگان ميفروشند.
فرض كنيد كه يك سال تعرفه واردات خودرو ملغي شود، فكر ميكنيد ديگر كسي خودرو ايراني را با اين قيمتها ميخرد؟ بيش از 40 سال است كه از فناوريهاي پيشوپا افتادهاي چون ترمزهاي ضدقفل (ABS) ميگذرد و يا بيش از 10 سال است كه از تعبيه كيسه هوا (Air Bag) براي امنيت سرنشينان گذشته است، ولي در هر كدام از خودروهاي ايراني كه يكي از اين دو مزيت را داشته باشد بهعنوان يكي از لوكسترين خودروها فروخته ميشود و قيمت آن خودرويي كه كيسه هوا يا ترمز ضدقفل دارد، تفاوت معناداري با خودروهاي ديگر دارد.
اينكه چرا ما خودمان با دست خودمان، خودمان را جريمه ميكنيم هم عجيب است. جالب است كه بعضاً شركتهاي خودروسازي تبليغات وسيعي هم براي نشان دادن پيشرفتهاي اين صنعت به راه مياندازند ولي اگر ميخواهيد صنعت خودروسازي ايران را در بوته آزمايش بگذاريد، تعرفه واردات خودرو را صفر كنيد و آنگاه ببينيد كه كسي ديگر يك خودرو ايراني ميخرد يا خير.
وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات هم جزو آن گروهي است كه جريمه عدم بهرهوري اش را مصرفكنندگان و كاربران بايد بپردازند. زماني كه خطوط تلفن همراه واگذار ميشد به اين دليل كه تنها توزيعكننده و واگذاركننده اش وزارت بود، قيمتش بالا بود و بهدليل انحصار فروش، مصرف كنندگان بايد اين هزينه را ميپرداختند.
در مورد اينترنت هم تنها توزيعكننده كلي پهناي باند در كشور خود وزارت ارتباطات است، و در حالي كه بسياري از ISPها از قيمت بالاي واگذاري پهناي باند گله مندند، همچنان قيمتها تكان نميخورد. با چنين وضعيتي مشخصاً فناوريهاي ارتباطاتي در ايران پيشرفت نخواهد كرد. بازاري كه يك فروشنده دارد، قيمتش هم تغيير نخواهد كرد.
تازه فروشنده خشمگيني كه حاضر نيست مشتريانش به سطح نسبتاً مطلوبي از كيفيت فكر كنند و به سرعت ابلاغيه محدوديت سرعت اينترنت را صادر ميكند و اگر هم كسي از عملكردش انتقاد كند بيسواد تلقي ميكند.
مثلاً كشوري مانند آفريقاي جنوبي در حال ارائه اينترنت به كاربران با سرعت 4مگابيت برثانيه است (لطفاً به كشورهايي مانند فرانسه با سرعتهاي 44مگابيتي فكر نكنيد.) و ما هنوز توانايي ارائه اينترنت 128كيلوبيتي را نداريم. حال شما بگوييد كه چه تخصصي در اين زمينه داريم؟
بايد از مسئولين وزارت ارتباطات بابت زحماتي كه تاكنون براي ارتقاي سطح ارتباطات و فناوريهاي اطلاعات در كشور كشيده اند، تشكر كنيم.
احمدینژاد با دمپایی!! منتظر مهمانان گرامی


احمدینژاد و ظرف میوه

دکتر احمدی نژاد و خانواده مشغول پذیرایی از مهمانان

و خداحافظی معروف احمدی نژادی...

با مرگ ابهام آمیز نوجوان 16 ساله در دامنه برف گرفته کوه صفه اصفهان
پلیس در مقابل سه فرضیه قرار گرفت
مرگ با قرصهای صنعتی، خودکشی یا جنایت
به گزارش اختصاصی پایگاه خبررسانی عبرت در هنگام نجات این پسر 16 ساله یاداشت بسیار دلخراشی توسط افراد حاضر در صحنه کشف شد که بیانگر شرایط خاص وی بوده است:
سلام مامان خوبی؟
اول از همه می خوام بگم دوستت دارم ،خیلی دوستت دارم
نمیدونی حالا کجا هستم؟
نمی دونی چه حالی دارم؟
خیلی سبک دارم پرواز می کنم
حالا بالای میز اتاق تو هستم
تو رو خدا قسم گریه نکن ،چون من دارم می بینمت ها
مامان جونم ازتو 2 تا خواهش دارم
گوش می کنی؟
اول اینکه برام گریه نکنی ،باشه ؟
من الان جام خیلی خوبه
خیلی راحت تر از شما هاست
می خوام بدونی من اینجا چه کار می کنم ؟
پس برو جای کتابهام
اون کتاب قرمزه ...
که اسمش<< سفر روحه>> اونو بخون ، مطمئن باش درست می گه
پس ازتو خواهشم می کنم ......گریه نکنی
جسم من پیش شما نیست ولی
دارم شما را می بینم
امروز صبح که بهت زنگ زدم یادته؟؟
بهم فحش دادی ،داد و فریاد هات یادته
خیلی ناراحت شدم ...ولی الهی فدات بشم ...می بخشمت ...خودتو ناراحت نکن
می خوام چند تا حقیقت را بهت بگم
*اول اینکه
این طرز فکرت که می گی هر بچه ای تو ناز و نعمت بزرگ بشه ،خراب می شه
و هربچه ای که سختی ببینه قدر پول رو می بینه و آینده اش خوب می شه
*به نظر من اشتباه بود
درست می گی ولی بچه ای که پول نداشته باشه و پول نبینه ،مثل من
که بدون پول است و پول نمی بینه خیلی فرق می کنه
من وقتی می دیدم موبایلم قطع شده فکر می کنی ناراحت نمی شدم؟
فکر می کنی وقتی می گم میز رسم می خوام نمی خریدی ناراحت نمی شم؟
فکر می کنی روزی 1000 یا 2000 هزار تومان پول تو من را ناراحت نمی کنه؟
مامان
فکر می کنی 800 هزار تومان پول مدرسه دادی و 000/000/000/20 میلیار بار گفتی تو سر من نخورده ؟
مامان جونم
"می دونم دوستم داری "می دونم همه زندگیت منم
واسه همین دارم اینا رو برات می نویسم
مامان
تنها آرزوم این بود
امروز ظهر بیام تو بغلت بخوابم
ببوسمت
ولی........هرچی بود تمام شد
تو همیشه می گفتی شوهر درست باید انتخاب کرد
مامان بگذار از این حرفها بگذریم
*خواهش دومم که می دونی چیه ؟نه؟نمیدونی؟
اینه که بگم به بابا مدارا کن ،اونم دوستت داره ،به جون خودت دوستت داره
ولی بلد نیست ابراز کنه
مامان جون عزیزم
*نبینم یه وقت بخواهید از هم جدا بشین ها....
قربون او اشکهات برم گریه نکنی....
ببین من الان چه خوشحالم
اگه تو گریه کنی منم ناراحت می شم
تو دوست داری من ناراحت باشم؟؟؟
مامان جونم بدون همیشه دوستت داشتم تو رو و بابا رو ...........
بخدا قسم من تا جایی که تونستم سعی کردم ازمن ناراحت نشی
ولی عجب......
*تو یادت رفت من هم نیاز به محبت دارم
اما آخرش
الهی قربون چشمات برم
فقط گریه نکنی->

جز راست!
به همه دروغ گفتم
غریبه و آشنا فرقی نداشت
حتی!مرغ کوچک باران هم
از این اصل مستثنی نبود
رنگ قرمزی هم که
بر بوم نقاشی کشیدم
خون جگر نبود
می رفتم و نمی رسیدم
گهگاهی هم حادثه می کشید
دستی بر سر و رویم
آن وقتها بیکران آغوشت
کمی آشفته بود
می گفتند آخر، تاریخ انقضا نداشت
چه بی مهابا مشت بر دیوار کوبیده بودم
راهی شدم آری
آنوقت که پوکه های تردید
اندوه کوچه های کودکیم را سر کشیده بود
آری و من
همواره در جستجوی خدایی بودم
که انسان های بد را سنگ می کرد
آه ،چقدر دروغ گفتم
و هیچ اتفاقی نیفتاد ...!
بابا نظر بده..... ![]()
در ساعت 14:00 امروز سيزدهم اسفند 86 چند صداي انفجار در حوزه شرقي اصفهان به گوش مردم رسيد كه بعضا باعث رعب و وحشت مردم شد ! شايعه شده كه جهت تست و آزمايش پدافند هوايي به صورت آزمايشي هواپيمايي توسط عوامل خودي نظام به هوا فرستاده شده كه پس از شروع به تير اندازي به سوي هواپيما متاسفانه پدافند درست عمل نكرده و گلوله ها بر سر مردم اصفهان ريخت ! اين حادثه هيچ گونه خسارت جاني در پي نداشته و چند مورد خسارت مالي و تخريب به همراه داشته . اين گلوله ها در خيابان پروين و خيابان جي و همچنين شهر خوراسگان به زمين نشسته اند كه باعث تخريب جزيي يك ديوار و همچنين برخورد با يك درخت و گلوله سوم نيز باعث خرابي نسبتا ً زياد يك ساختمان شده .
اين آخرين خبري بود كه تونستم بدست بيارم و احتمالا در خبرگزاري ها سانسور خبري خواهد شد ! خلاصه در زمستان 86 اصفهان واقعا ترسيد و لرزيد..!
کمکم کن...
کمکم کن ای همدل آه وناله ام را به دل بگیر و من راتنها نگذار آه میکشم از قولهایت آه و ناله هایم زاینده رود را در برگرفته پس کمکم کن تا از این سرما نجات پیدا کنم. در زیر این بازارچه با خاطرات تلخ و شیرین ساختم ودیگر تحمل ندارم پس ناله ام را به دل بگیر ومرا در واپسین عمر خود نجات بده. اگه قولات قول بود من در این بازارچه نبودم ونمی خواهم باشم آه و ناله می کنم در زیر بازارچه از قولهای تو تا مردم صدایم رابشنوند ومرا به دیار خود باز گردانند وبرای من تجربه شد که کلک شما آدم های عشق دزد را دیگر نخورم ...؟
داستان انگلیسی
A girl and a boy were on a motorcycle, speeding through the night. They loved
each other a lot.
Girl: "slow down a little... I'm scared."
Boy: "No, it's so fun."
Girl: "please..it's so scary."
Boy: "Then say that you love me."
Girl: "Fine..I love you..can you slow down now?"
Boy: "Give me a big hug."
The girl gave him a big hug.
Girl: "Now can you slow down?"
Boy: "Can you take off my helmet and put it on? It's uncomfortable and its bothering me while I drive."
The next day, there was a story in the newspaper. A motorcycle had crashed into a building because its brakes were broken. There were two people on the motorcycle, of which one died, and the other had Survived ...
The boy knew that the brakes were broken. He didn't want to let the girl know, because he knew that the girl would have gotten scared. Instead, he was told the last time that she loved him, got a hug from her, put his helmet on her so that she can live, and died himself ...
یک دختر و یک پسرروی موتورسیکلتی بودند و در شب با سرعت می راندند.آنها خیلی همدیگر را دوست داشتند.
دختر:"کمی آرامتر......من می ترسم"
پسر:"نه......خیلی جالبه"
دختر:"خواهش می کنم.....خیلی ترسناکه"
پسر:"پس بگو که دوستم داری"
دختر:"باشه.....دوستت دارم....حالا میشه آرامتر بری؟"
پسر:"منو محکم بغل کن"
دختر او را محکم در آغوش گرفت.
دختر:"حالا میشه آرامتر بری؟"
پسر:"میتونی کلاه منو از سرم برداری؟ ناراحتم،موقع رانندگی اذیتم می کنه.
روز بعد،داستانی در روزنامه بود.یک موتورسیکلت با ساختمانی برخورد کرده بود،چون ترمزش بریده بود.دو نفر روی موتورسیکلت بودند که یک نفرشان مرده بود و دیگری زنده مانده بود.
پسر می دانست که ترمز بریده است. او نمی خواست بگذارد که دختر بفهمد،چون می دانست که او خواهد ترسید.در عوض،به دختر گفت که برای آخرین بار به او بگوید دوستش دارد، او را محکم در آغوش گرفت، کلاه خود را بر سر او گذاشت تا او بتواند زنده بماند و خودش را به کشتن داد...
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
التماس دعا

( ضمن عذرخواهی از همه پرسپولیسهای دو آتیشه بابت این آپ به آگاهی میرساند که این آپ کار من نبوده و متاسفانه یکی از دوستان مورد اعتماد من از این اعتماد سوء استفاده کرده و سعی در تحریک من و بقیه دوستان پرسپولیسی و بر هم زدن جو آرام این وبلاگ را داشته ـ البته شاید اگه از پرسپولیسم ۵ امتیاز کم می کردن منم اینجوری می شدم..!! ـ در نتیجه این آپ به صورت زیر اصلاح گردید)
سپاهان سوراخه
سپاهان یادت باشه پرسپولیس سرورته
تو این دنیا دل صادق نباشه
همون بهتر که این دنیا نباشه
زمین وآسمون یکجا فنا شه

فرارى كه از اعضاي يك شبكه سرقت مسلحانه است، در نامه اى، آزادى بى قيد و شرط هفت همدستش - كه به اتهام سرقت مسلحانه و قتل دستگير شده اند - را شرط پايان جنايت هاى خود اعلام كرده است.
تصوير زير اولين تصوير شناسايي شده از اين متهم - كاظم شفيعي- مي باشد
عکس های کامل تر از ایم متهم تحت تعقیب پلیس اصفهان را در ادامه مطلب ميتونيد ببينين...
نظر يادتون نره...
من این ماه فرصت نکردم درست و حسابی آپ کنم . فقط یه عکس گذاشتم . می دونم کمه ولی به بزرگواری خودتون ببخشید . آپ بعدی حتما جبران می کنم .
از همتون ممنونم که منو تنها نمی زارین و همیشه همراهمین .

خوبین ؟خوشین؟ سلامتین؟ امیدوارم که همیشه شاد و شنگول و منگول باشید فقط حواستون باشه که اقا گرگه نخوردتون..... خیلی بی مزه بود نه
راستش این چند روزه که به من بد نگذشت آخه بلاخره با درخواست مرخصیم موافقت شد و گوش شیطون کر یه چند روزی از شر این خدمت راحت شدم.
ان شاالله که به شما هم خوش گذشته باشه و خوش بگذرررره البته به شرطی که به شما هم مرخصی داده باشن. خلاصه این چند روز که بد نبود ۲ تا عروسی رفتیم با رفقا بودیم و کلی چیزای دیگه ...ولی حیف تموم این حالی رو که کردیم روز شنبه از دماغمون می کشن بيرون
آخه تو همین ۳ روز كه ما نبوديم تو ستاد کلی اتفاقات افتاده
به امید برد پر گل پرسپولیس مقابل مس و موفقیت شما دوستای خوبم...
منتظر خوندن نظرای گرمتون هستم..